داستان " قلب زيباي بابور "
یک داستان زیبا باتون قرار دادم .. نام داستان قلب زیبای بابور .. !!
داستان بسیار جالب است ، خلاصه ی داستان را بخوانید ...

|
موضوع: |
داستانهاي فارسي - قرن 14 - ادبيات نوجوانان |
| نویسنده: | جمشيد خانيان |
| انتشارات: | كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان |
خلاصه ی داستان:
اين داستان درباره "كهور" مردي سياه پوست و فقير است كه عاشق دختر ثروتمندترين مرد "بندر شناس" ميشود. پدر دختر با ازدواج آن دو مخالف است. اما دختر كه "حزبا" نام دارد به كمور علاقهمند است؛ از همين رو شبانه با وي از بندر شناس به بندر ملو ميگريزد. پدر دختر وقتي از ماجرا آگاه ميشود اهالي بندر ملو را كه زندگي آنها وابسته به بندر شناس است تحريم ميكند. و اين تحريم در صورت آوردن مرواريدي به نام حزبا به پايان ميرسد. كهور كه اينك صاحب دختر و پسري است به قصد يافتن مرواريد حزبا راهي دريا ميشود اما هيچ گاه باز نميگردد. سالهاي سختي بر مردم ملو ميگذرد، تا اين كه "بابور" پسر كهور به دريا رفته مرواريد را پيدا ميكند و بدين ترتيب، آزادي را به بندر ملو باز ميگرداند . . .
منبع : drpublisher.com
قیمت : 1,200 تومان
برای خرید داستان روی لینک پایین کلیک کنید .
